۱۳۹۰ تیر ۸, چهارشنبه

گشت !


همیشه وقتی می خوام نهایت فحش رو به یکی بدم !
می گم ایشالله سر خانوادت همون بلایی بیاد که سر مردم میاری !

ولی هر چی فکر می کنم . می بینم شما ها خیلی کثییفید شاید بچه هاتون اینطوری نباشن !
من واقعا دلم نمیاد بگم ایشالله گشت بچه های خودتونو بگیره !

ولی خودتون خیلی عوضی این ! عنا !


تاکسی - اوپک - علی آبادی - آی لاو یو پی ام سی !


سوار تاکسی شده بوده،
بعد راننده هه خیلی جدی عصبانی شده گفته، سی سال منتظریم ریاست اوپک بیوفته دستمون !
حالا که افتاده علی آبادی رو گذاشتن ! سواد نداشته، رفته اونجا چی گفته باشه خوبه ؟!
گفته : i love you !
بعدشم گفته thank you !

تاکسی رو هوا بوده کلن !!!!!!!!!!


۱۳۹۰ خرداد ۳۰, دوشنبه

شما فقط خودتونو می بینید


شما فقط خودتونو میبینین !
فکر می کنین راحته آدم زیر قولی که به شما داده بزنه !
اما اون طرف قضیه رو نمی بینین !
آدم می مونه توی یه دوراهی !
می خواد فلان کار رو بکنه.. اگه نکنه هی به خودش فحش میده که چرا اون کارو نکرده ! تا آخرش هی تو دلش میمونه !
شرمنده ی اون کاره میشه..
از این ور اگه انجام بده ! زده زیر قولش به شما !
شما فقط خودتونو می بینین ! اما اونور قضیه هم هست.. شما حواستون نیست !

سیاه ؟!
آره ؟!
نه ؟!
آره ؟!
نه ؟!
اه.. لعنت..


ابی - درخت


رقص دست نرمت ای تبر به دست..
با هجوم تبر گشنه و سخت
آخرین تصویر تلخ بودنه..
توی ذهن سبز آخرین درخت ! :|

۱۳۹۰ خرداد ۲۳, دوشنبه

لبخند


لبخند گاهی از روی تنفره..
گاهی از روی دوست داشتن..

لبخند از من
برداشت از شما


پ.ن. : با تشکر از پیمان و آراد ( به طور غیرمستقیم)

خودمانی..


خودمونیم. مزخرف ترین موجودات روی زمین هستین..
خیلی خوبین. مهربونین. عالی این اصن..

اما وای به حال روزی که بدونین بالاخره به هدفتون رسیدین ! دل طرف رو بردین..
از این گه تر نمی تونین باشین..

خواستم به اطلاع برسونم. فکر نکنین هیچ چیز ابدیه.. شمام قابلیت اینو دارین که از دلش برین بیرون دوباره ! و اینبار در رو رو خودتون قفل کنین که دیگه راه ورودی نباشه..

پ.ن. : جمع بندی کل دیده ها و شنیده ها  و تجربیاتم در زندگی بود..
پ.ن. 2 : استثنا دارین مسلما
پ.ن. 3 : مخاطب این کسی نیست که به من ربط داشته باشه، به خواست یکی از دوستان نوشتم تا تو گودر شیر کنه برسه به دست اونی که باید برسه..

۱۳۹۰ خرداد ۲۲, یکشنبه

درجات درد..


درد تو پسرا، درجات داره..
یه موقع یه دردی میاد.. درد و دل می کنن..
یه موقع یه دردی میاد.. سیگار میکشه..
یه موقع یه دردی میاد.. گریه می کنه..


اما یه موقع ها یه دردی میاد.. نه گریه می کنه، نه درد و دل می کنه، نه اصن حرفی می زنه، هیچی.. لبخند میزنه حتی!
این دیگه ینی تموم شده...

پ.ن. : کلن گفتم. وگرنه زندگیم الان خوبه.

۱۳۹۰ خرداد ۲۱, شنبه

چرخه ی خرد کننده ی آموزشی


بی تعارف بگویم خسته شدم !
خسته شدم از :
- بذار ترم اول تموم شه
- بذار امتحانای ترم اول تموم شه
- بذار امتحانا تموم شه
- بذار المپیاد تموم شه
- بذار کنکور تموم شه
- بذار مدرسه تموم شه
- بذار دانشگاه تموم شه

نامرد ها.. تمام شدیم خب.. چیزی نماند که برویم دنبال آن همه چیزی که قرار بود، برویم دنبالشان...

پ.ن. : من می خواهم بدانم کجای دنیا، همه آدمها ، همه عمرشان را گذاشتند برای حفظ کردن چرندیات (غیر)علمی ( که این خیلی هم فرق دارد با تحصیل علم ) ؟!؟! کجای دنیا تلف کردن وقت ارزش است ؟!

۱۳۹۰ خرداد ۱۵, یکشنبه

فقط یه راه..


مممم...
خدایا !
لطفایه راهی بذار ، که آدما ، آدمایی که خیلی دوسشون دارنو از دس ندن..
فقط یه راه..

مرسی !



۱۳۹۰ خرداد ۱۲, پنجشنبه

درد..


واقعا قلبم درد میکنه الان...
نمی فهمم !
ولی خودم چیزیم نیس، همه آدمای دورم ولی خیلی غم دارن..
خیلی بده که کاری از دستم بر نمیاد..!

تف

یه موقع آ ، آدم تف ش میاد..
میخاد تف کنه تو صورت یکی !