۱۳۹۰ آبان ۷, شنبه

ناراحتی ام نیستم حالا..


حق ندارم ناراحت باشم!
می دونم..

تفاوتی هست بین ناراحت و شوکه..
من یکم شوکه شدم
مبارکه :)

۱۳۹۰ آبان ۶, جمعه

یهو جو گرفت

بسم الله الرحمن الرحیم..
والعصر..
ان الانسان لفی خسر..
الا الذین امنو و عملوالصاحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر..

سوگند به غلبه حق بر باطل
همانا انسان دستخوش زیان است
بجز کسانی که ایمان اوردند و کارهای شایسته کردند و همدیگر را به حق سفارش و به شکیبایی توصیه کردند..

۱۳۹۰ آبان ۵, پنجشنبه

به احمد - دیپلمه ی ریاضی و ناراضی..


ببین ،
بعضی چیزا فهموندی نیست..
فهمیدنیه..

حال و هوای قدیم..


بعد دلم واسه پگاه تنگ شده..
بعد دلم واسه مازیار تنگ شده..
بعد دلم واسه ملیکا تنگ شده..
بعد دلم واسه نگار تنگ شده..
بعد دلم واسه تینا تنگ شده..
بعد دلم واسه امیر علی تنگ شده..
بعد دلم واسه سینا تنگ شده..
بعد دلم واسه همه ی اون موقع ها تنگ شده..

الان کلی چیز گه تو کلله م که اون موقع ها نبوده..
لابد اونام اینطورین دیگه..

من دلم واسه تون تنگ شده ! :لبخند
بعضی از دوستا هستن، مدت با هم بودن هم اگه کم باشه، آدم یادشون نمی بره.. هر چی ام که بینشون بشه اصن..
دوستن..

۱۳۹۰ آبان ۳, سه‌شنبه

بودن یا نبودن ؟!


ریده !
واسه هیچکی فرقی نمی کنه که باشم یا نباشم !

- : چرا عزیزم ! واسه من خیلی مهمه که نباشی ! :لبخند

پ.ن. : جاست کیدین ! به دل نگیر.

۱۳۹۰ آبان ۲, دوشنبه

دو تا "ت " بَده ! تاریخ و ترک سیگار مرض عادی می شه واسه جماعت بیمار ! مثل درد پریود و یه کمی بیشتر داری می میری ادای زنده ها رو در نیار !


دیروز دلم برای سیگارم تنگ شده بود(به هر حال یه مدت رفیق تهاییام بوده)
رفتم یه سیگار گرفتم، نشستم تو پارک
10 دقیقه منطقی باهاش حرف زدم
توضیح دادم که سال کنکور نمی تونم بکشم ! خوابم میگیره
بعد انداختمش دور..
...
حالا دیگه دلم تنگ شه این گردنبنده هست !
مرسی طناز ! :)
طناز برام یه گردنبند خریده، یه سیگاره تو یه کاور شیشه ای روش نوشته این کیس او ایمرجنسی برک ده گلس !!!
هی نگاش می کنم باهاش حرف می زنم.. کلی خوبه ! :)




پ.ن. : یه سیگار خوب برای یه مرد همون کاری رو می کنه که
یه گریه ی سیر برای یه زن ! :)

۱۳۹۰ مهر ۳۰, شنبه

با تشکر !


می دونی ملی ؟!
مطمئن نیستم قد من این چیزا رو تجربه کرده باشی و منطقا به این برداشت رسیده بوده باشی !

ولی،
گه خوردم ! با رفیق بازی و تولد و دوست و اس ام اس بازی و اینا ، نمیشه به این راحتی نشست درس خوند ! خب ؟
و نکته ش اینه که تجربه ثابت کرده ، آدما واسه رفاقتاشون اونقدی ارزش قائل نیستن که من به خاطرشون درس خوندنمو سخت کنم.

موبایل - تعطیل
فیسبوک - تعطیل
این وبلاگ هم گاهی غیر تعطیل ! چون دلم برای حرف زدن تنگ میشه !

دوستا ام هر یکی دو هفته یه بار ، بیرونه فضای مجازی اگه حوصله ش رو داشتین می بینمتون ! :)

۱۳۹۰ مهر ۲۷, چهارشنبه

فیسبوک نوشت !


یک حرف حسابی زده بود یکی تو فیسبوک !
گفتم با شمام در میون بذارمش..
"بغض کنید، گریه کنید، پاره بشید ولی با آدما درددل نکنید."

قیمت


آدما واسه هر گهی که می خورن ، باهاس یه قیمتی بدن !
ینی اصن را نداره همه چیزای خوب و بدست بیاری، هیچ چی هم ا دست ندی

بعد قیمت بعضی چیزا زحمته ، قیمت بعضی چیزا غصه س

اشکالی نداره خب.

یادم رف چی می خواستم بگم..

پ.ن. : دوس ندارم این که الان ناراحتم رو
پ.ن : دوس نداریم این که زیاد ناراحتم هی رو !
پ.ن. : دوست ندارم که به خاطر اینکه من آدم وارانه رفتار کنم، تو باید ناراحت باشی رو ! می فهمی ؟
و غیره

۱۳۹۰ مهر ۲۶, سه‌شنبه

من کجام ؟



اگه دوس دارین، بگین جو گیره
بگین مغروره
یا هرچی..


اما حس می کنم به جز بی ناموسی (حتک ناموس مردم) و نامردی همه ی پسر خوب نبودن های دیگه رو تجربه کردم..
و حس می کنم که هیچ کودوم به اندازه کافی حال نمی دن..
در واقع حس می کنم مسیری که خیلیا منتظرن که برن رو رفتم و برگشتم ! چندین بار..
و حس می کنم که الان فقط دلم می خواد درس بخونم ! انگار واقعا اینو بیشتر از بقیه دوس دارم..

و اینکه ، الان داشتم گودر می خوندم ، یکی یه دیالوگ از مارمولک نوشته بود :
"خدا که فقط خدای آدم های خوب نیست. خدای آدم های بد هم هست. فی الواقع خداوند ا ِ ند ِ رفاقت است. رفیق خوب، همه چیز را پای رفاقتش می گذارد"


می شه یکبار دیگه امتحان کنم ! و تو ام جواب بدی ؟! 
میشه باشی؟
میشه برای من هم باشی ؟!
میشه اند رفاقت هم باشی واقعن ؟؟





۱۳۹۰ مهر ۲۴, یکشنبه

یه جمله از فیلسوف قرن..


یک جمله ای گفت !
ینی رید به همه فلاسفه ها..

آقامون اس. اس می گن :
"لذت سیگار کشیدن تو تنهایی در برابر سیگار کشیدن تو جمع
مثل لذت سکس می مونه به لذت خود ارضایی.."

می خواستم بگم ! بدجور راست میگه خب..
تنهایی رو چمن ! هوای پاییزی یه چیز دیگست..

۱۳۹۰ مهر ۲۳, شنبه












What's wrong, what's wrong now?
Too many, too many problems.
Don't know where she belongs, where she belongs.
She wants to go home, but nobody's home.
It's where she lies, broken inside.
With no place to go, no place to go to dry her eyes.
Broken inside.

Open your eyes and look outside, find the reasons why.
You've been rejected, and now you can't find what you've left behind.
Be strong, be strong now.
Too many, too many problems.
Don't know where she belongs, where she belongs.
She wants to go home, but nobody's home.
It's where she lies, broken inside.
With no place to go, no place to go to dry her eyes.
Broken inside.

۱۳۹۰ مهر ۲۲, جمعه

اونایی که می دونن...


یه موقع ها تو زندگیم را رفتم !
گفتم اگه منم یه دیوث عوضی بودم اینطوری نمیشد !
اگه منم دیوث بودم اونطوری نمی شد..

الان می خوام بگم !
در کل بد تر میشد در اون حالت هم ! امتحان کردم..

و اینکه {سانسور} به این نتیجه رسیدیم که، بعد از لذت تنها نبودن (که به ما نیومده) درس خوندن برترین لذت دنیاست ! چون اگه بخونی نمره اش رو میگیری !! سرکاری نیست لاقل !!

نمی دونم ، شما چیکار می کنید !


ببین من نمی دونم شما چیکار می کنید..
یعنی اصن درکتون نمی کنم..

نمی فهمم وقتی اعصابتون خورده ، ناراحتین چطوری ساکتین ؟!
من اگه حالم خوب باشه کم حرف می زنم خب ! لازم ندارم حرف بزنم..
ولی وقتی خوب نیستم..
باید هر حرف بزنم ! هی حرف بزنم ! که معلوم نباشه چتم !
یا ام باید برم بخوابم !

بهر حال اصن شما رو درک نمی کنم..

دیوث - خودمو میگم !


می بینی ؟!
من نمی تونم !
آدمش نیستم..

خیلی سعی کردم..
نمیشه ! با اعتقاداتم نمی خونه اصن..

لعنت به من