یه گاریچیِ پاپتی
الاغِ بیماری خرید
پلنگِ از بیشه پرید
الاغِ بیمارُ درید
شب که الاغه خورده شد
اومد به خوابِ پاپتی
گاریچی پرسید، چه خبر؟
الاغِ گفت، سلامتی
الاغِ گفت، سلامتی
الاغِ گفت، سلامتی
سلامتی...
جایی که در آن می نویسم تا یادم باشد تا بدانم تا بدانند تا باشم