۱۳۹۰ مهر ۸, جمعه

راک استار

"اون تیکه ش رو یادته چقد برام مهم بود ؟
- واو.. دوس پسر من راک استاره تازه سیگارم میکشه.. " (با لحن این دخترای عشوه ای یه پیزوری..)

تقصیر خودم بود، نباید یادم میرفت !
من که راک استار نیستم..

اونم زورو.. اونم راک استار ! حسودیمم نمیشه ! دیگه برگردی ام دیر شده حتی..
اما نباید یادت مینداخت که من نیستم، اون هست. 

هیچ کدومتون هیچ ایده ای ندارین که به این پست چه حسی دارم..
اما هیچکی مقصر نیس به جز خودم ، اینو می دونم..
از بچه گی یاد گرفتم مسئولیت کارامو خودم به عهده بگیرم. 

۱۳۹۰ مهر ۷, پنجشنبه

خوبه !


الان خوبه همه چی !

اگه روزی بفهمم کسی بیشتر از من راس میگه دیگه نمی خونم

من میگم حالم خوبه،تو باور نکن//جز خدا کسی رو داور نکن 
واسه من به هر حال فرقی نداره//ولی منو ببخش اگه تلخ حرفام 
سهم منو تو از خورشید لحظه ی غروبِ//این زندگی حق نیست کُلش یه دروغِ 
میگن حرفای من،تاریکو سیاهه پُر از ناامیدی،مث شعرای فروغِ 
منو ببخش اگه اینو نمیدونم، که کنار حقیقت امثال شما زنده نمیمونن 
اگه روزی بفهمم کسی بیشتر از من راس میگه دیگه نمی خونم 
بین منو تو یه میکروفن،فاصله است //  بین منو اون یه دنیا خاطرس
منو ببخش واسه ی خاطره هام // این بین منو زندگیم یجور معامله اس

و خب ! یکی بیشتر از من راست گفت و من دیگه نخوندم..
شما برید وبلاگ اون رو بخونید : از کابوس ِ مغول ها که بدتر نیستی!

۱۳۹۰ مهر ۶, چهارشنبه

درد و دل - دو -


ببین یه چیزی..
الان ساعت هشت و نیم شب - ششم مهر 1390

شاید کمتر از 24 ساعت دیگه، پشیمون شده باشی از این کارا.. !
البته من کاری نمی کنم که پشیمون شی صد در صد !
کلن موجود بی خطریم !
این فقط یه احتماله  ممکنه..

بوس برات ! :لبخند

درد و دل ! یک


لعنت به توی بی شرف بی ناموس بی معرفت !
واقعا حالم ازت بهم می خوره !
از بس که بی ناموسی..
پ.ن. : تقدیم با عشق


۱۳۹۰ مهر ۵, سه‌شنبه

خیانت

تئاتر منهای 2 - (اگر اشتباه نکنم)
بهنام

"دکتر گفت : "ببین یه چیزی.. تو اقیمی..!
گفتم : من اقیمیم ؟! از کی ؟
از همیشه..
از همیشه ؟! پس این 2 تا بچه چیه ؟ :|

رفتم خونه..
زنم اومد گفت : "به نظر وقتش نشده یه بچه ی دیگه بدنیا بیاریم ؟
شما تصور کنین من اون موقع چه حالی داشتم.."

یه حرفی زدم ! یه روزه خودم تو کفشم..


همینجوری آروم، گف برگرد..
گفم آخه ببین ! من اساسا جایی نرفتم که بر گردم..

اصن یه وضی..
خودم دارم هنو به جوابم فک می کنم

۱۳۹۰ مهر ۳, یکشنبه

تورو به خودت قسم ! ببین !!!


یعنی اگه ازت دو روز زندگی می خواستم به این زودی می دادی ؟!
تا دهنمو وا کردم ! مرگو دادی دیگه !
بازم دمت گرم !
بازم دوست دارم !
خوبه همینو دادی !


۱۳۹۰ مهر ۲, شنبه

قضاوت با خودت


قبول کردم هستی..

ببین منو،
هر وقت . ازت خواهش کردم یه اتفاقی نیوفته، ذارت همون اتفاق افتاده..
قضاوت با خودت.

شاید تو یادت رفته باشه، اما من 5 جون 2011 رو هیچوقت یادم نمیره..
نه فازشو..
نه حرفایی که بهت زدمو..

هستی ! اگه نبودی ، هر چی می خواستم برعکسش نمی شد خب.

۱۳۹۰ مهر ۱, جمعه

خدا

ببین منو !
من کم آوردم !
تو گنده !
تو قوی !
اصن تو خدا..

بی خیال ! زورت به من رسیده فقط ؟

روند رو با زوال - باتلاق


سادس، به عنوان یه دوست امیدوارم هیچکدومتون طی نکنید
به عنوان یه آدم شاکی امیدوارم همتون طی کنید که غر بیخود نزنید..

ببین بازم میگم سادس..
یه جا، خسته میشی..
بعد سعی می کنی خودتو جمع و جور کنی ، هی دست و پا میزنی ! هی دس و پا می زنی ... می بینی بیشتر داری می ری تو..
صبر می کنی.. صبر می کنی..
یه مدت اوضاع خوبه.. فکر می کنی خلاص شدی
بعد دوباره یه چیزی میشه ، یه جا دیگه ، باز یه کوچولو خسته میشی..
بعد هی دس و پا هی دس و پا..
بعد چیزای مهم زندگیت رو از دس می دی
بعد آدمای دورت رو (چون آدما ، دوس ندارن پیش یه آدم خسته باشن)
بعد ته مونده هایی که از اینور اونور برات مونده..
دوز خاطره در روز هی بیشتر و بیشتر میشه..
میشی یه آشغال کم کم..
به این میگن روند رو به زوال..

بعد تمام چیزایی که داری ، تمام اون آدمهای بی معرفت رو !
سلک آل می کنی
بعد هم شیف دیلیت..
ریست !
همه چی خوبه..


کاش !


ببین اینا همه نامردن !
رفاقتاشون بو گه میده !
کاش الان بودی !
با هم دیگه میرفتیم یه دوری میزدیم !
یکم حرف می زدیم !
انقدر دلم گرفته ، به خدا..
انقدر خسته ام !
انقدر دلم برات تنگ شده !
اینجا با این غریبه ها، یه شب که دلت بگیره ، همه حالتو بدتر می کنن..
یکی با جواب ندادنش ! یکی با بد جواب دادنش ! هرکی یه جوری خلاصه..
کاش الان بودی..
کاش !

پ.ن. : هیچکی خواهر به گلی تو نداره به خدا ! :لبخند

۱۳۹۰ شهریور ۳۱, پنجشنبه

آدمهایی که از هیچ چیز خبر ندارند.. آدم هایی که کوتاه فکر می کنند..


باز مثل هر شب خواب ببینی..
باز از صبح ریده شود به روزت..
باز دلتنگ باشی..
باز از صبح شروع کنی سر همه داد زدن..
بغض داشته باشی، بخواهی خودت را خفه کنی..
به روی مبارک نیاوری که کسی را ناراحت نکنی.. که نفهمند غم داری..
سیگار را با سیگار روشن کنی..
شوخی کنی که بخندی ! که شاد باشی..
جرمت بشود اینکه، تظاهر می کنی به ناراحت بودن !
خرد شوی..
بمیری..
بغضت همانجا بچسبد به گلویت دیگر ! نه پایین برود ، نه بالا بیاید..

حق دارید خب ! اینقدر این روز ها همه به ناراحت بودن تظاهر می کنند..
حس دختری را دارم که دلش می خواهد لباس های رنگی و خوشگل بپوشد و تعبیرش کنند به اینکه جنده است..
چون جنده ها هم همیشه لباس تابلو می پوشیدند قدیم ها..

کاش مطمئن تر راجع به آدم ها قضاوت کنید، داغ دلتنگی هایشان را بر دلشان نگذارید..
غصه هاشان را نکوبید تو سرشان !
آی آدم ها !
فریاد !
شما مجبور نیستید وبلاگ من را فالو کنید !
مجبور نیستید استتوس های من را بخوانید..
مجبور نیستید هر روز مرا ببینید..
اگر خوشتان نمیاید اصلن جمع کنید بروید ! من بمانم و چندی دوستانم که می دانند ...
آنها هم اگر رفتند، من بمانم و خودم..
حداقل سرکوفت و تهمت و فحش پشتم نباشد..


یادم نمیاید توی این 17 سال و خورده ای از زندگیم خودم را به کسی تحمیل کرده باشم..
آی مردم !
بروید گم شید دیگر ! اه..
حالم از شما موجودات بی فکر، که فکر می کنید خیلی میفهمید به هم می خورد !


پ.ن. : خدافظ شما ! شمام مث بقیه..
پ.ن. : متاسفم که انتظار دارید تمام دغدغه فکری من الان، کنکور باشد !
پ.ن. : متاسفم که انتظار دارید تمام دغدغه فکری من الان، این باشد که سیگار بکشم یا نه !
پ.ن. : متاسفم که انتظار دارید تمام دغدغه فکری من الان، سکس باشد !
پ.ن. : متاسفم که انقدر انتظارتان از زندگیتان کم است که زود است الان من اینقدر خسته باشم..
پ.ن. : متاسفم که اسم بچه گذاشتید رو خودتان و از هفت دولت آزادید ! آزاد باشید ! حرفی نیست ! اما مرد باشید.. نه کودک

۱۳۹۰ شهریور ۱۷, پنجشنبه

زندگی ایده آل..

نوشتم زندگی ایده آل، الان همه فکر می کنن می خوام بگم کلی سختی باشه ! یار هم باشه زندگی ایده آله.. ولی نه آقا نه..
به قول معروف تو زندگی یاد گرفتیم، کوه کندن جواب نمیده.. دل کندن یاد گرفتیم..
بگذریم..

کنکور نداشته باشم..
دو زار پول داشته باشم .. (کم باشه، زیاد حال نمیده..)
یه ماشین معمولی (260 و اینا..)
4 - 5 تا دوست پایه ! (دختر پسرش فرق نداره ! آدم باشن ! پایه باشن..)
یه عالمه فیلم خوب واسه دیدن..
بندازیم جاده بریم دور...
گیتارم رو هم ببرم !
بریم یه خونه مچردی.. خارج شهر ! تو بیابون ! مرکز کشور..
یک عالمه سیگار هم باشه..

بعد هی دور هم فیلم ببینیم ! دلستر(!) بخوریم ! سیگار بکشیم..
پاشیم یه موقع ها یه گیتاری بزنیم ! آهنگ گوش کنیم !
بعد دیگه هیچی به هیچ جامون نباشه !
بکشیم بیرون یه مدت..
بساط غم و اینا نباشه.. بساط خنده و تفریح و زندگی باشه خلاصه..

۱۳۹۰ شهریور ۱۰, پنجشنبه

نامردی - بدتر از نامردی..


آدما می خوان نامردی نکنن ! نگن الان دیگه حوصله ت رو ندارم..
بر میگردن میگن ! : "از اون اولم اصن دوست نداشتم"

بعد این خیلی بیشتر نامردیه..
به دو زار شعور آدمم توهین میشه..
هر چی خاطره داره هم به گه کشیده میشه..
اینطوریا..
خواستم بگم، اینو نگین به هیچکس !